الینای من

فرشته کوچولوی ما

اولین نقاشی الینا جون

این اولین نقاشی الینا جونه. چند تا بادکنک خوشگل که اولین کار هنری عروسک مامانه.   این کاغذ بابایی بود که روش چیزی نوشته بود صبح که میخواست ببره سرکار دید که این شکلی شده وقتی از من پرسید اینا چیه؟ کلی خندیدم و گفتم: اینا بادکنکه که الینا کشیده. ...
30 مرداد 1393

بای بای پوشک

بالاخره پروژه پوشک گیرون با موفقیت به پایان رسید و الینا با پوشک خداحافظی کرد. خوشكل خانوم ما تا 23 فروردین همیشه وهمه جا پوشك میشد. تا اینکه روز 23 ساعت 4 وقتی که آخرین پوشک موجود تو خونه رو کثیف کرد براش توضیح دادم که دیگه پوشک نداریم ، عزیز دلم در جواب گفت: پول بده آقا بخر . من گفتم: آقا گفته دیگه پوشک نداره و شما از این به بعد باید بری دستشویی جیش بکنی ،و الینا جون خیلی محترمانه قبول کردن.  ولی تا آخر شب اصلا دستشویی نرفت و 7 بار تو شلوارش جیش کرد. فرداش برای اینکه تشویق بشه واسش شکلات خريديم (عاشق شکلاته)  تا تشويق بشه برای رفتن به دستشویی. روز دوم همکاریش عالی بود و فقط  3 بار شل...
31 ارديبهشت 1393

یه اتفاق بد

دختر ناز و شیطون من چند وقتی بود که عادت کرده بود تو خونه شلوارشو در می آورد و دوست داشت بدون شلوار باشه. یه روز خونه باباجونیش بودیم  طبق معمول شلوار پاش نبود و زانوشو زد به قابلمه داغ .   اینم از عاقبت شلوار نپوشیدن   از وقتی پاش سوخته حتی برای عوض کردن پوشکش هم اجازه نمیده شلوارشو در بیارم و میگه: مامانی دست به پام نزن اوف شده چربش کن خوبشه.   ...
13 اسفند 1392

شیرین زبونیهای دخترم

الینای 25 ماهه ما با شيرين زبونياش ما رو كشته. اينقد بامزه حرف ميزنه كه دوست دارم بخورمش. دختر گلم خيلي شيرين زبون شده و تقریبا ميتونه كامل حرف بزنه. وقتي  کسی چیزی بهش میده میگه :  دستت درد نكنه، مرسي زنگ باباش میزنه میگه : جون من کیک تولد بخر یه روز لپ عمو احسانشو گرفته بود میگفت: کوشولو برو نون بخر. وقتی از دستش ناراحت میشم نگام میکنه میگه : شیطون بلا بخند ،جوجه بخند عاشق دکتر وقتی میریم بیرون گریه میکنه میگه: بریم پیش آوای (آقای) دکتر  میگم: بریم حموم ، میگه: سرمو بشوری چشام ابا (خراب) میشه گریه میکنم. براش خرگوش عروسکی خریدیم که سبیل داشت تا چند وقت هرکیو میدید میگفت: خر...
30 بهمن 1392

عکسای تولد

سلاممممم به همه دوستای خوبم دلم واسه اینجا خیلی خیلی تنگ شده بود. اينم عكساي جشن تولد 2 سالگي عسل مامان الینا خانوم     لباس الینا که خودم دوختم         ساعت تولد الینا         عکسای یک سالگی الینا روی در یخچال         کیک     و اما الینا ...   الینا در حال نشان دادن کیک به عمو احسان چه فوتی!!!!       میز  عصرانه   سالاد الویه         ...
16 دی 1392

الینای 19 ماهه

چند روز پيش الینای عزیزم رو برديم پارک كه بازي كنه. همش از اين ور به اون ور می رفت خیلی بهش خوش گذشت. همه وسايلا رو امتحان كرد. از همه كوچولوتر و شيطون تر بود.       بقیه عکسا در ادامه مطلب :        این تاب رو اصلا دوست نداشت میخواست بره سرسره بازی                     اینجا گرسنش شده بود           ...
21 مرداد 1392

الینا در 18 ماهگی

بالاخره فرشته کوچولوی ما 18 ماهه شد                               خدا رو هر روز شکر می کنم به خاطر دادن این هدیه زیبا و ملوس و دوست داشتنی. خدایا ازت می خوام که مادر لایقی باشم  و بتونم در تربتیش موفق بشم.   ************************** وروجک ما خیلی دوست داشتنی و شیطون بلا شده. اینم از کارایی که میکنه: *تازگیا وقتی از دست باباش عصبانی میشه بجای اینکه بهش بگه بابا اسمشو صدا میکنه . *چند وقتیه یاد گرفته برقصه ، با هر آهنگي ميرقصه. *هرجا قلم و کاغذ میبینه میاره که براش نقاشی بکشم *وقتی لیوان آب میدم دستش اول یه مقدارش رو می خوره ...
24 تير 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به الینای من می باشد